سرزمین اس ام اس یاس - عاشقانه(داستان4)

از صفحات دیگر وبلاگ دیدن فرمایید!!!

عاشقانه(داستان4)

نویسنده :یاس
تاریخ:شنبه 26 فروردین 1391-11:53 ب.ظ

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم.تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدیشاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید

چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر

گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت

کنید..درضمن این نامه برای شماست..!

دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن

چنین نوشته شده بود:سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلبتو زنده ا

م.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگهبیام هرگز نمیذاری

که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت

موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)

 

 




حسین
چهارشنبه 30 بهمن 1392 08:26 ب.ظ
واقعا دخترا بی احساس ترین موجودات زمینن اینو واقعا از ته دل میگم
دریا
شنبه 7 بهمن 1391 08:04 ب.ظ
عشق کیلو چند
حمیده
دوشنبه 11 دی 1391 01:10 ب.ظ
سلام خیلی قشنگ بود متنهات واقعا ممنون


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic